Professional Computer
سه‌شنبه 10 تیر 1393 :: 18:03 ::  نويسنده : sagacious

خدایا !

من چیزی نمیبینم..

آینده پنهان است…

ولی آسوده ام ،

چون تو را می بینم

و تو همه چیز را . . .

سه‌شنبه 10 تیر 1393 :: 17:59 ::  نويسنده : sagacious

هرچه انسان تر باشیم زخمها عمیق تر خواهد بود

و هرچه بیشتر دوست بداریم بیشتر غصه می خوریم

 بیشتر فراق خواهیم کشید و تنهایی مان بیشتر می شود ....

شادی ها لحظه ای و گذرا هستند……

شاید خاطرات بعضی از آنها تا ابد در یاد ما بماند

 اما رنجها داستانش فرق می کند تا عمق وجود آدم رخنه می کنند

 و ما هر روز با آنها زندگی می کنیم …….

انگار این خاصیت انسان بودن است.!!!

سه‌شنبه 10 تیر 1393 :: 17:50 ::  نويسنده : sagacious

 

شاید یک روز طول بکشد

و شاید یک سال، اما

هر آنچه که قسمت باشد،

همیشه راهی خواهد یافت.

سه‌شنبه 24 دی 1392 :: 18:46 ::  نويسنده : sagacious

 

براي دانلود آموزش مقدماتي نرم افزار فتوشاپ بر روي ادامه مطلب كليك نمائيد.



ادامه مطلب ...
سه‌شنبه 05 آذر 1392 :: 21:54 ::  نويسنده : sagacious

شرم میکنم

که وزن سیری ام را با ترازوی

کودک گرسنه

کنار پیاده رو بکشم . . . !

 

سه‌شنبه 05 آذر 1392 :: 21:52 ::  نويسنده : sagacious

پشت سرم حرف بود…
حدیث شد…
می ترسم آیه شود !
سوره اش کنند به جعل !
بعد تکفیرم کنند این جماعت نا اهل

سه‌شنبه 05 آذر 1392 :: 21:43 ::  نويسنده : sagacious

 

توخوب باش، حتي اگر آدم هاي اطرافت خوب نيستند ...

تو خوب باش، حتي اگر همه از خوبي هايت سوء استفاده كردند...

تو خوب باش، اگرجواب خوبي هايت را با بدي دادند...

تو خوب باش، همين خوب ها هستند كه زمين را براي زندگي زيبا مي كنند ...!

سه‌شنبه 05 آذر 1392 :: 21:41 ::  نويسنده : sagacious

معبودا

به بزرگی آنچه داده ای آگاهم کن تا کوچکی آنچه ندارم نا آرامم نکند . . .

سه‌شنبه 05 آذر 1392 :: 21:40 ::  نويسنده : sagacious

یک دعای زیبا

 

از خدا خواستم عادت های زشت را ترکم بدهد

خدا فرمورد:خودت باید ان هارا رها کنی

از او درخواست کردم فرزند معلولم را شفا دهد

فرمود:لازم نیست.روحش که سالم است جسم هم که موقت است

از او خواستم لااقل به من صبر عطا کند

فرمود:صبر حاصل سختی و رنج است .عطا کردنی نیست بلکه اموختنی ست

گفتم:

مرا خوشبخت کن

فرمود"نعمت"از من خوشبخت شدن از تو

از او خواستم مرا گرفتار درد و عذاب نکند

فرمود:رنج از دلبستگیهای دنیایی جدا و به من نزدیکترت می کند.

از او خواستم روحم را رشد دهد

فرمود: نه تو خودت باید رشد کنی.

من فقط شاخ و برگ اضافی ات را هرس میکنم تا باور شوی.

از خدا خواستم کاری کند که از زنگی لذت کامل را ببرم.

فرمود:برای این کار من به تو زندگی داده ام

از خدا خواستم کمکم کند همان قدر که او مرا دوست دارد من هم دیگران را دوست داشته باشم

خدا فرمود:اها!بالاخره اصل مطلب دستگیرت شد!

صفحه قبل123...6صفحه بعد

 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران